دلتنگی ای دختری به اسم من

متن مرتبط با «5» در سایت دلتنگی ای دختری به اسم من نوشته شده است

195 (معضل خانه )

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم معضل رو درست نوشتم یا نه ولی به ھرحال من بھش دچارم. روزا صبح لبات به دوش میرم کتابخونه اونجا ترجمه میکنم ، ترجمه ھامو تایپ میکنیم ، زبان میخونم ، برسم درسم میخونم و میام خونه xa0شبم که مامان و نوید فیلم میبینمو اگه برسم نقاشی میکنم . نگفتم بھتون راستی چند وقته سیاہ قلم کار میکنم .xa0 خب حالا اگه من یه روز نشه و نرسم برم کتابخونه چیکار میکنم ؟؟ عملا ھیچ غلطی نمیکنم انگار تو ناخوداگاہ مغزم...

    ادامه مطلب
  • 185

  • نیلوبلاگ

    خیلی دلم گرفته . حس میکنم برای رسیدن به آرزوھام پیر شدم . حس میکنم وجهه ی که باید رو پیش اطرافیانم ندارم . دل آزردم . شاید باید از خودم ناراحت باشم تا از بقیه . نمیدونم . فقط میفھمم ناراحتم . کمکم کن خدا... +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۶ساعتxa022:23xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 165

  • نیلوبلاگ

    علی از بیمارستان مرخص شدہ .xa0 دو روزہ نماز صبحم دارہ قضا میشه قرار بود امروز روزہ بگیرم نتونستم یه اتفاق دیگه ھم افتادہ که اینجا ننوشتمش خدایا کمکم کن. خیلی +xa0نوشته شده در xa0جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa017:56xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 175

  • نیلوبلاگ

    به ھمه دنیا رو آوردم و ھیچکس و مھربون تر از تو به خودم ندیدم . خدایا آنی منو به خودم وانگذار . خدایا عاشق ترم کن .... آرزوم قلبم بشه فقط خونه ی عشق خودت آمینxa0 +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه چهارم تیر ۱۳۹۶ساعتxa020:54xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 45

  • نیلوبلاگ

    تصمیم گرفتم برای ارشد بخونم .نمیدونم کار درستی دارم میکنم یا نه ...xa0 ھیچ وقت فکر نمیکردم اینجا کنکور بدم . ھمیشه برای رفتن برنامه ریزی میکردم . سخت درس خوندم زبان خوندم پروژہ ھای سخت برداشتم . ترجمه ، آی اس آی . ھمه این سختی ھارو به جون خریدم که برم .xa0 اما حالا که وقتن رفتنم شدہ حالا که باید مدارکمو بفرستم کارامو بکنم یواش یواش دودل شدم . این که تصمیمم درست یا نه رو نمیدونم اما تصمیم گرفتم یه فرصت دیگه به خودم بدم به ایران موندنم بدم . امیدوارم پشیمون نشم و ھر چی که خیرہ پیش بیاد. ھر چند که ...

    ادامه مطلب
  • 50

  • نیلوبلاگ

    یه چیزیایی یه تصمیم ھایی میتونه مسیر ادمو عوض کنم . خدایا ازت میخوام کمکم کنی .مثل ھمیشه.... خداجانم ھیچ بندہ ای رو تنھا نزارxa0 آمین التماس دعا دارم از ھمتون . دعا کنید خدا کمکم کنه......

    ادامه مطلب
  • 41

  • نیلوبلاگ

    از خودم دلخورم. نباید زود جا بزنم فکر نمیکردم انقدر ضعیف باشم. لطفا دعا...

    ادامه مطلب
  • 42

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم ادم ک اشتباہ میکنه گناہ میکنه چقدر ازت دور میشه؟ اندازہ بزرگی گناھش یا بیشتر؟ کار بدی کردم . زیاد بد . xa0تو توابی مگه نه؟ دستمو بگیر...

    ادامه مطلب
  • 38

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم با چه رویی ازت کمک میخوام وقتی این ھمه بدم.... خدایا به خودت پناہ میبرم . منو ببخش .....

    ادامه مطلب
  • 39

  • نیلوبلاگ

    خدایا .. حالا از کی کمک بخوام ؟ حالا ک انقدر بدم... حالا که زدم ھمه چیو خراب کردمxa0 خدایا ندارم کسیو جز تو.... خدایا ببخش دوبارہ منو...

    ادامه مطلب
  • 36

  • نیلوبلاگ

    لطفا یک وردی یک دعایی چیزی یادم بدید مثل آدم بشینم سر درس و مشقم. آدم انقدر بیخیال عه !xa0 میتونید دعوامم بکنید . این چه وضعشه آخه...

    ادامه مطلب
  • 31

  • نیلوبلاگ

    دلم بی دلیل گرفته امروز دیدم دانشگاہ بھم تخفیف شھریه دادہ به خاطر دو ترم متوالی بالا شدن معدلم. ذوق کردم خدایا خودت حال ھمه رو خوب کن...

    ادامه مطلب
  • 32

  • نیلوبلاگ

    من شاید آدم خوش برخورد و مھربونی به نظر بیام ولی اصلا اصلا دلیل نمیشه که ھر کسی بخواد باھام ارتباط بگیرہ. دلیلشم کاملا واضح . چرا آدم باید ھمه ی آدما رو راہ بدہ تو زندگی شخصیش؟ واقعا لازم نیست دور آدم انقدر شلوغ باشه . شاید من طرز فکرم اینه با این که میدونم خیلیا نیت بدی ندارند ولی ھمیشه اینطور درخواست ھارو به نوعی مودبانه و خوب رد میکنم . شاید به قول دوستام با پنبه سر میبرم . نه به این دلیل ک سیاست خاصی پشتش باشه به این دلیل که نمیخوام عزت نفس طرف مقابلم پایمال شه. اما ھر دفعه طوری اذیت میشم ک ...

    ادامه مطلب
  • 25

  • نیلوبلاگ

    خدایا شکرت فقط ......

    ادامه مطلب
  • 26

  • نیلوبلاگ

    واسم دعا کنید...

    ادامه مطلب
  • 19

  • نیلوبلاگ

    ھمه امیدم به این ک ھستی و میبینی . منتظرم.....

    ادامه مطلب
  • 15

  • نیلوبلاگ

    ینی من خودمم بکشم نمیتونم کاری که مطابق میلم نیست بکنم حتی تظاھر ھم نمیتونم بکنم . نمیسازہ بھم انگاریxa0...

    ادامه مطلب
  • 16

  • نیلوبلاگ

    جدا از ھمه ی سختی ھا ھمه این اتفاق ھای عجیب و قریبی که این چند وقت افتاد حضور تو به زندگیم نوری تازہ بخشید باعث شد بفھمم ھستی . باعث شد بفھمم کرامتت خیلی بیشتر از غضبته . خیلی چیزارو حس کردم.... خیلی.... مرسی که ھستی الھی روزی نیاد ک فراموشت کنم .گمت کنم الھی ھمیشه کنارم باشی و من ببینم به دیدہ من نوری بدہ ک حست کنم.xa0 دوستت دارم...

    ادامه مطلب
  • 8

  • نیلوبلاگ

    نمیدونم تھش چی میشه . فقط کاری ک دلم بھش گواہ رو میکنم . بدون ھیچ دروغ و دقلی . بدون حتی ذرہ ای ناخالصی خدایا مثل ھمیشه ھوامونو داشته باش...

    ادامه مطلب
  • 5

  • نیلوبلاگ

    امروز من گزیدہ چندتا اتفاق بود ک شاید درج شدن یا نشدنش ھیچ اھمیتی نداشته باشه اول این که موھامو رنگ کردم ولی خیلی ھم خرسند ھستم از این موضوع xa0:)) تازہ اولین باری ھم ھست ک ھمه ی اعضای خونه دارن تایید میکنن که خوب شدم و مھمتر از ھمه این که عوض شدم xa0:)) معولا از آرایشگاہ که میومدم خونه واکنش ھا اینطوری بود که مامان یکم عاقل اندر سفیه نگام میکرد بعد میگفت الان کاری کردی ؟ رنگ کردی ؟ منم جای جواب شبیه دو نقطه خط صاف میشدم نگاش میکردم .اون طفلکم با یه حالت معصومی میگفت به خدا قبلشم ھمین شکلی بودی ...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده