دلتنگی ای دختری به اسم من

متن مرتبط با «6 years» در سایت دلتنگی ای دختری به اسم من نوشته شده است

196

  • نیلوبلاگ

    عمم اینا دارن میرن کانادا کارای عموم اینا ھم تا اخر سال یا نھایت سال دیگه درست میشه و میرن امریکا دایی اینا ھم که تصمیم دارن از تھران برن ھمه دوستامم یا اپلای کردن یا دارن اپلی میکنن حتی نزدیک ترین دوستم .... دلم نگیرہ از این جھنم درہ ؟؟ .... +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa00:4  توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 186

  • نیلوبلاگ

    امیدوارم کار بدی نکردہ باشم . ھر چی دو دو تا چہار تا میکنم میبینم کارم ھمچین بدم نبودہ . شاید یکم زیادہ روی کردہ باشم . نمیدونم خدا ببخشتم . برام دعا کنید +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعتxa019:17xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 165

  • نیلوبلاگ

    علی از بیمارستان مرخص شدہ .xa0 دو روزہ نماز صبحم دارہ قضا میشه قرار بود امروز روزہ بگیرم نتونستم یه اتفاق دیگه ھم افتادہ که اینجا ننوشتمش خدایا کمکم کن. خیلی +xa0نوشته شده در xa0جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa017:56xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 166

  • نیلوبلاگ

    دارم تمرین میکنم یکم صبور تر باشم نسبت به بد رفتاری آدما . بی حوصلگیشون . وحتی پرخاش ھاشون خیلی سخت خیلی. گاھی از روزہ گرفتم سخت ترہ . ولی ایشالا خدا کمکم کنه . به نظرم روح خودمم اینطوری آروم ترہ. و ھمین طور منطقی تر و با ثبات تر و خلاق تر گاھی +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa017:36xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 167

  • نیلوبلاگ

    برام دعا کنید مهمترین تصمیم زندگی ھر کس شاید ازدواج باشه .خیلی از دوستام تو این سن طلاق گرفتن متاسفانه... این چند روز اتفاق ھایی پیش اومد که نمیدونم چطوری درکش کنم . خواستگاری دوبارہ علی ، مریضیش . صحبت کردن احسان باھام در مورد ازدواج . و اتفاق ھای دیگه احسان دوس داشتم اونم دوسم دارہ اما نمیتونیم با...

    ادامه مطلب
  • 168

  • نیلوبلاگ

    دارم تفرہ (طفرہ) میرم. از این اخلاق مزخرفم بدم میاد . باعث میشه روزام بیھودہ بگذرہ . ھر وقت کم میارم ھمینطور مزخرف میشم .xa0 +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa018:37xa0 توسطxa0منxa0 |xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 169

  • نیلوبلاگ

    به احسان یه نه محکم گفتم و تمام . نمیدونم چرا ولی از روز اولی که دیدمش دوستش داشتم . اما تموم شد . از خدا کمک خواستم خدا ھم خوب کمکم کرد . راھو نشونم داد روشنم کرد . دیگه تو دلم ھیچ اثری از اون علاقه نیست حتی . بگذریم امیدوارم فقط برام بی حاشیه باشه . در مورد علی ھنوز داریم حرف میزنیم . نمیدونم چرا ...

    ادامه مطلب
  • 46

  • نیلوبلاگ

    خدایا من از خودم ، از طولانی بودن عمر خودم میترسم خدایا تورو به قداست و پاکی بانو زھرا جان قسم عاقبت بخیرمون کنxa0...

    ادامه مطلب
  • 36

  • نیلوبلاگ

    لطفا یک وردی یک دعایی چیزی یادم بدید مثل آدم بشینم سر درس و مشقم. آدم انقدر بیخیال عه !xa0 میتونید دعوامم بکنید . این چه وضعشه آخه...

    ادامه مطلب
  • 26

  • نیلوبلاگ

    واسم دعا کنید...

    ادامه مطلب
  • 16

  • نیلوبلاگ

    جدا از ھمه ی سختی ھا ھمه این اتفاق ھای عجیب و قریبی که این چند وقت افتاد حضور تو به زندگیم نوری تازہ بخشید باعث شد بفھمم ھستی . باعث شد بفھمم کرامتت خیلی بیشتر از غضبته . خیلی چیزارو حس کردم.... خیلی.... مرسی که ھستی الھی روزی نیاد ک فراموشت کنم .گمت کنم الھی ھمیشه کنارم باشی و من ببینم به دیدہ من نوری بدہ ک حست کنم.xa0 دوستت دارم...

    ادامه مطلب
  • 6

  • نیلوبلاگ

    راستش دلم گرفته ھر وقت دلم میگیرہ میام سراغت .xa0 جز تو کسی نیست آغوشی نیست فھمی نیست ناشکریتو نمیکنم ولی این وقتا از ھمه آدمای اطرافم بدم میاد دلزدہ میشم کی که جز تو منو اونطوری ک باید درک کنه ؟ بفھمه؟ بازم دلتنگی ھامو اوردم برات ببخشید که مثل خیلی از کار ھای دیگه قشنگ حرف زدن باھاتو بلد نیستم امیدم فقط به وجودته به درک نورته به حضورته منو ببخش و کمکم کن که جز تو ھیچکسی نیست. xa0...

    ادامه مطلب
  • جدیدترین مطالب منتشر شده